هشیاری

هر انسان با هشیاری و آگاهی زاده می شود ولی از آن استفاده نمی کند ، زیرا هشیار بودن یعنی در خطر زیستن .

یک کودک هشیار و باهوش برای پدر و مادرش یک دردسر مزمن و دایمی است و آنان سعی می کنند هشیاری او را از بین ببرند . هیچ کس خواهان یک کودک آگاه و هشیار نیست ، زیرا چنین کودکی تردید و بدگمانی در تو ایجاد می کند : کودک هشیار پرسش هایی می پرسد که تو قادر به پاسخگویی به آن نیستی . یک شاگرد باهوش و آگاه در مدرسه و دانشگاه برای آموزگاران و اطرافیان یک موجود مشکل آفرین است .

یک فرد باهوش و بامعرفت در هر کجا که باشد یک مشکل باقی می ماند ؛ و بنابراین جامعه سعی دارد به هر طریق ممکن هشیاری تو را نابود کند .

 

خانم آموزگار به شاگردان پیشنهاد یک بازی داد و گفت : من چیزی را در پشتم پنهان می کنم و در موردش توضیح می دهم و شما باید حدس بزنید که آن چیست !

او ادامه داد : در دست من یک چیز گرد و قرمز است ، چه کسی می تواند حدس بزند که چیست ؟

هِربی کوچولو گفت : سیب است ؟

آموزگار گفت : نه ، ولی این نشان می دهد که فکر کرده ای ، گیلاس بود . حالا در دست من چیزی گرد و نارنجی است ، اگر گفتید که چیست ؟

هِربی کوچولو گفت : پرتغال است ؟

آموزگار گفت : نه ، ولی این نشان می دهد که فکر کرده ای ، هلو بود .

در اینجا هِربی دستش را بلند کرد و گفت : خانم اجازه ! آیا من هم می توانم این بازی را انجام دهم ؟

آموزگار موافقت کرد و هِربی به ته کلاس رفت ، پشتش را به شاگردان و آموزگار کرد و گفت : من چیزی در دست دارم که سه سانت طولش است و نوکش هم قرمز است !

آموزگار با خشم گفت : هِربی ؟!

هِربی گفت : نه ، درست نیست ! ولی این نشان می دهد که فکر کرده ای ! یک چوب کبریت بود !

 

حالا این دانش آموزان باهوش اجازه زندگی کردن ندارند . هیچکس یک انسان هشیار را دوست ندارد . به همین سبب مردم در زندگی نقش هشیار نبودن را بازی می کنند ، زیرا انسان ناهشیار در همه جا پذیرفته شده است . به همین سبب میلیون ها انسان به حالت میانحالی زندگی می کنند . هیچکس میانحال زاده نمی شود .

این نکته را به یاد بسپار که خداوند به همه هشیاری داده همانگونه که به همه حیات بخشیده . هشیاری بخش اساسی و طبیعی زندگی است .

آیا تا کنون حیوانی غیر هشیار دیده ای ؟ آیا پرنده یا درختی ناهشیار دیده ای ؟ تمام درختان به اندازه کافی هشیار هستند که ریشه هایشان را به عمق زمین و به دنبال آب بفرستند ؛ تو و هر دانشمند دیگری حیرت می کنید که چگونه یک درخت ریشه خودش را به سمت منبع آب هدایت می کند . پس درختان به شیوه خودشان هوشمند هستند ، پرنده ها و حیوانات به شیوه خودشان و انسان نیز به روش خودش هشیار است .

موجودات میانحال و ناهشیار را فقط در انسان ها می توان یافت . من تا کنون به یک سگ احمق برنخورده ام ، ولی میلیون ها انسان احمق در دنیا زندگی می کنند . برای انسان چه اتفاقی افتاده ؟ زیرا هشیاری ممنوع است و مجاز نیست .

تمامی جامعه و الگوهای آن بر خلاف هشیاری انسان است و جامعه انسان میانحال را پشتیبانی می کند . همه با یک انسان میانحال خوشحال هستند ، زیرا هرگاه در کنار چنین فردی باشی دچار مشکل نمی شوی ، او همیشه آماده فرمانبری و اطاعت است و همیشه به تو احساس برتری می دهد .

اگر مردم با هشیاری خود زندگی کنند همگان خوشبخت خواهند بود . اگر خوشبخت نیستی به این علت نیست که خداوند با تو رفتاری ناعادلانه کرده ، بلکه بدبختی تو به سبب توافق و سازشکاری با جامعه است .

 

2 / 3 / 88

/ 0 نظر / 4 بازدید