زمان و سرور

شخصی از مسیح پرسید : « انسان چه مدت می تواند در بهشتی که او را به آن بشارت داده اند ماوا گزیند ؟ ». مسیح پاسخ داد  : « گفتنش آسان نیست . زیرا دیگر زمانی وجود نخواهد داشت . مشکل می توان فهمید چه مدت در ملکوت الهی باقی می مانید ، زیرا زمانی را که وجود ندارد ، چگونه می توان محاسبه کرد ؟ ».

بهتر است بدانید آنچه را که ما به عنوان زمان می شناسیم ، ارتباط مستقیمی با رنج ها و ناکامی مان دارد . سعادت و نیک بختی حقیقی ، جاودان است ؛ شادی و سرور ، زمان نمی شناسد . نوع برداشتتان از زمان میزان تیره روزی شما را تعیین می کند . هرچقدر بیشتر احساس بدبختی کنید ، زمان برای شما طولانی تر می شود . اگر عضوی از خانواده شما شب هنگام در بستر مرگ باشد و آخرین لحظات زندگی اش را بگذراند ، آن شب در مقایسه با شب های دیگر ، به نظرتان طولانی تر می آید . در حالی که عقربه های ساعت دیواری و تقویم روی میز چنین چیزی را نشان نمی دهند ، اما آن شب برای شخصی که در کنار عزیز در حال احتضارش نشسته است پایان ناپذیر به نظر می رسد .

برتراند راسل در جایی گفته است ، اگر او برای تمام گناهانی که مرتکب شده و گناهانی که مرتکب نشده و فقط قصد انجامش را داشته است ، در برابر قانون قرار می گرفت ، حتی سخت گیر ترین قاضی ها او را به بیش از چهار یا پنج سال حبس محکوم نمی کردند ، اما مسیح می گوید گناهکاران محکومند که تا ابد در دوزخ رنج بکشند ؛ و این بسیار غیر منصفانه است . راسل می گوید حتی اگر گناهانی را که قصد انجامش را داشته و فقط در ذهنش بوده ولی مرتکب نشده است ، به لیست گناهانش اضافه می کرد ، باز هم به بیش از چهار یا پنج سال زندانی محکوم نمی شد ، در صورتی که دادگاه مسیح ، او را به رنج ابدی در دوزخ محکوم می کند و این بسیار زیاد است .

اگر راسل زنده بود به او می گفتم که منظور مسیح را درست درک نکرده است . آنچه مسیح می گوید این است که اگر شخصی ، حتی یک لحظه هم در جهنم سر کند ، همان یک لحظه در نظرش ابدی جلوه می کند و آن لحظه را پایان ناپذیر می پندارد .

هنگام رنج و بدبختی ، زمان به نظرمان طولانی تر می آید ولی وقتی که شاد هستیم  زمان به سرعت می گذرد . به همین دلیل است که می گوییم خوشی ها ناپایدار و زودگذرند . ولی این بدان معنا نیست که خوشی ها لزوماً لحظه ای هستند . همیشه هم شادی ها زودگذر نیستند . ممکن است از نظر زمانی ، طولانی هم باشند ، اما به نظر زودگذر می آیند . زیرا هنگام شادی زمان کوتاه می شود . حتی وقتی شما محبوبتان را ملاقات می کنید ، به هنگام وداع این احساس را دارید که او تازه از راه رسیده است . بنابر این تجربه شادی همیشه کوتاه است ، زیرا طبیعت زمان به هنگام شادی چنین است و از نظر ذهنی و روانی ، زمان برای شما کوتاه به نظر می آید .

وقتی دو نفر عاشق هم باشند ، رفته رفته هر دو غایب می شوند . یک وجود خالص باقی می ماند ؛ بدون نفس ، بدون تضاد ... فقط یک اتصال و یگانگی . در آن اتصال ، احساس سرور خواهد بود . این نتیجه گیری اشتباهی است که فکر کنی دیگری این سرور را به تو بخشیده است . این سرور به دلیل این روی داده که شما بدون این که بدانید وارد یک تکنیک مراقبه عمیق شده اید .

می توانی آن را آگاهانه انجام دهی و وقتی آگاهانه عمل کردی ، عمیق تر خواهد رفت ، زیرا آنگاه تو دیگر با موضوع درگیر نمی شوی . این همه روزه اتفاق می افتد . اگر عاشق کسی باشی احساس سرور می کنی ، ولی نه به دلیل دیگری ، بلکه به سبب عشق و چرا به سبب عشق ؟ زیرا این پدیده روی می دهد و اتفاق می افتد .

سرور به سبب تو روی می دهد . چون تو سخت مجذوب دیگری هستی ، سرور روی می دهد . می تواند با یک گل سرخ روی بدهد ، می تواند با کوهستان روی دهد ، با درختان ، با هر چیز . وقتی که موقعیتی را که سرور در آن روی می دهد شناختی ، می تواند در همه جا روی دهد .

اگر بدانی که تو نیستی و آگاهیت با عشقی عمیق به سمت دیگری حرکت کرده باشد ؛ به درختان ، به آسمان ، به ستارگان ، به هر کس ؛ وقتی که تمام آگاهیت تو را ترک گفته و به سوی دیگری رفته باشد ، در آن غیبت نفس برکات رخ می دهند .

به هنگام تجربه سرور حقیقی ، زمان دیگر طولانی تر یا کوتاه تر نمی شود ، بلکه به کلی متوقف می گردد . هنگام سرور اصولاً زمانی وجود ندارد . بنابر این زمان و رنج به هم مرتبط اند ، هر دو یک چیز هستند با دو نام مختلف . زمان ، نام دیگر رنج است . آن ها مترادف یکدیگرند . از نظر روانی ، زمان به معنای تیره بختی است . به همین دلیل می گوییم سرور ماوراء زمان است .

آنچه که ماوراء زمان است ، از طریق زمان قابل دستیابی نیست .

 

 

26 / 4  /  88

/ 1 نظر / 16 بازدید
سی سیب

سلام خیلی جالب بود من هم مثل شما یه مطلبی را نوشتم ،خواستید میتونید نگاهی بکنید.